در راه پیروزی انقلاب اسلامی مردان بزرگی پا به عرصه مبارزه گذاشتند کسانی چون شهید نواب صفوی ها ؛ شهید اندرزگوها ودیگرشهدای بزرگ انقلاب اسلامی ، از آن روزها سالها میگذرد عده ای در امتداد مسیر انقلاب مردانه ایستادند و عده ای نیز جان خود را دراین راه نثار کردند ؛ وبسیاری از انقلابیون آن زمان هنوز پایبند این انقلاب هستند البته در این بین چهره هایی متفاوت نیز پدیدار شد ، چهره هایی که کمترکسی فکر میکرد اینگونه خود را نشان دهند تاجایی که در مقابل تمام آرمانهایی که برایش جنگیده بودند یا حداقل اینگونه فکر میکردند بایستند ؛ براستی چه عاملی باعث چنین تغییر مشهودی می شود ؛ چه چیز باعث میشود که فردی چون میر حسین موسوی که خود را نخست وزیر امام معرفی میکند و خط امام را خط کاری خود اینگونه با دشمنان قسم خورده امام وانقلاب همفکر و هم سو شده باشد ؛ یا شخصی مثل مهدی کروبی که خودرا مورد اعتماد امام خمینی (ره) معرفی میکند ولی با ساسی مانکن رفاقت پیداکرده است ؛ واقعا درک این مسائل جزداشتن بصیرت چیزدیگری نمیتواند آن را حل کند . خیانت به انقلاب اسلامی ومردم اسلام طلب چیزی است که مسعود رجوی در خوابهای بعد الظهر خود میبیند وامروزه محمد خاتمی آن خوابها را به تعبیر رسانده است ؛ کسانی که همه هدفشان از بین بردن نام امام حسین(ع)است بهترین مسیر برای رسیدن به هدفشان استفاده از ابزاری انقلابی است که در عمل گذشته خود شک دارند وقابلیت تغییر رادارند ؛ وچه کسی بهتر از عناصر خائنی مثل میر حسین موسوی ؛ ساده لوحی مثل کروبی و خودفروخته ای مثل خاتمی که امروزه نقش خوارج رو درمقابل انقلاب اسلامی دارند , ای کاش مرد بودنداعلام میکزدند که خطشان با خط اسلام جدا است ولی افسوس که از نام اسلام بر علیه آن استفاده میکنند ...............






خدایا به رهبر معظم انقلاب صبر بده تا نارفیقی این جماعت راتحمل کنه و رسوا گردان تمام دشمنان اسلام را
در ديداري كه مقام معظم رهبري در مشهد با خانواده هاي شهدا داشتند، يك روز از خانواده اي دلجويي مي كردند كه چهار فرزندشان شهيد شده بود. مقام معظم رهبري بعد از اينكه عكس شهيدان را برايشان آوردند، اسامي همه اعضاي خانواده را سؤال فرمودند. بعد از معارفه، آقا اسم افراد را با اسم كوچك صدا مي زدند و هدايايي به آن ها مي دادند. در پايان، هديه اي نيز به پدر و مادر شهيد تقديم نمودند. در اين بين،يكي از برادران اين شهداي بزرگوار كه جانباز بود آمد و پس از دست بوسي- از روي شوق- شروع به گريه كرد. مقام معظم رهبري از او دلجويي كردند. پدر شهيد گفت: آقا براي همسر ايشان دعا كنيد، چون بيمار است و دكترها پول كلاني براي مداوايش خواسته اند . مقام معظم رهبري فرمودند: هيچ ناراحتي ندارد- ان شاءالله مشكلش حل خواهد شد. (فرداي آن روز همسر اين برادر به دستور ولي امر مسلمين در بيمارستان بستري و تحت معالجه قرار گرفت ) در پايان ديدار مجدداً آقا افراد خانواده را به اسم صدا مي زدند و به آن ها شيريني مي دادند و به دست مباركشان شيريني در دهان بچه ها مي گذاشتند.
آقاي مجتبي سادات فاطمی ـ از مشهد
در دوران رياست جمهوري حضرت آيت الله خامنه اي، روزي ايشان براي ديدار خانواده هاي شهدا به منطقه مجيديه تهران تشريف بردند. پس از ديدار با چند خانواده شهيد، پرسيدند: آيا باز خانواده شهيدی در اين محله وجود دارد؟ دوستان گفتند: تنها يك خانواده مسيحي باقي مانده است-كه فرزندشان درجنگ ايران و عراق شهيد شده است- آيا به خانه آن ها هم تشريف مي بريد؟ مقام عظيم الشأن ولايت جواب مثبت دادند.
هنگامي كه خبر را به اهل خانه دادند، از فرط خوشحالي در پوست خود نمي گنجيدند.خانمها سراسيمه براي حفظ حجاب به دنبال پوششي رفتند. حضرت آيت الله خامنه اي به منزل آن خانواده مسيحی واردشدند و به گرمي با آنان برخورد كردند. در زمان پذيرايي نيز- طبق فتواي اجتهادي خود كه مسيحيان و اهل كتاب را پاك مي دانند- از ميوه هايي كه براي ايشان آورده بودند تناول كردند وبه ديگران نيز با اشاره فرمودند: شما نيز ميل كنيد تا آنان بدانند كه ما آن ها را از خودمان مي دانيم .
حجت الاسلام و المسلمين موسوي كاشاني(از اعضاي بيت- تهران)
در ديداري كه مقام معظم رهبري از جانبازان شهر مقدس قم داشتند، از اولين نفري كه مقابل در مستقر بود شروع به معانقه و روبوسي نمودند. هر يك از آنان دست خلف صالح حضرت امام ( ره ) را مي بوسيدند و بر صورت و چشمان خود مي ماليدند. گاهي گريه مي كردند و دست به گردن معظم له مي انداختند. از آنجا كه برخي از عزيزان جانباز روي چرخهاي خود نشسته بودند، ايشان به حالت خميده باقي مي ماندندو صحبتهاي آنان را گوش مي دادند. يكي از جانبازان عرض كرد: آقا من تقاضا دارم كه انگشترتان را يادگاري به من بدهيد. مقام معظم رهبري بلافاصله انگشتر خود را در آوردند و به ايشان دادند. جانباز ديگري عباي رهبر را براي تبرك درخواست كرد. معظم له عباي خود را برداشتند و به آن جانباز عطا فرمودند. جانباز ويلچري ديگري عرض كرد: آقا من مي خواهم براي نجات از فشار قبر پيراهن شما را همراه كفنم داشته باشم. مقام معظم رهبري به حالت مزاح فرمودند: اينجا كه نمي شود پيراهن را از تن درآورد! وقتي به محل اسقرارم رفتم، آن را براي شما خواهم فرستاد. ديدار طولاني و صميمانه جانبازان كه تمام شد، آقا به محل اقامت خود بازگشتند و پيراهن را توسط بنده براي آن جانباز فرستادند. اين در حالي بود كه جمعيت جانبازان از مدرسه فيضيه متفرق نشده بودند
حجت الاسلام و المسلمين ذالنوري ( فرمانده تيپ مستقل 83 امام صادق)(ع )

![[تصوير: 886.jpg]](http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/vorojax/886.jpg)
![[تصوير: seyedalikhamenei.jpg]](http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/vorojax/seyedalikhamenei.jpg)
![[تصوير: 890.jpg]](http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/vorojax/890.jpg)
![[تصوير: RahBar(3).jpg]](http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/vorojax/RahBar(3).jpg)
![[تصوير: RahBar(16).jpg]](http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/vorojax/RahBar(16).jpg)
![[تصوير: RahBar(1).jpg]](http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/vorojax/RahBar(1).jpg)



در جريان آخرين سفري که حضرت آقا به استان هرمزگان، يک تيم از بچههاي مذهبي کهنهکار، فيلمبرداري سفر را به عهده داشتند. در يکي از روزها تيم فيلمبرداري از فرصت استفاده کردند و براي شنيدن حرفهاي مردم بندرعباس با تجهيزات کامل فيلمبرداري به داخل شهر رفتند. حضرت آقا که از اين جريان با خبر شدهبودند، پيشنهاد فرمودند که، به عنوان تيم فيلمبردار و با سر و صورتي پوشيده در برنامه شرکت نمايند.
يکي از برنامه هاي آن روز ديدار از خانه شهيدي از شهداي بندر عباس بود. البته خانهاي در کار نبود، بلکه سرپناهي بود که با نيهاي خشکشده ساخته شدهبود و به آن کپري ميگفتند. از مادر شهيد که پيرزني تکيده و آفتابسوخته بود، سؤال شد: «مادر جان آيا خبر داري که حضرت آقا به استان شما آمده اند؟» پيرزن گفت: «بله، خبر دارم». ديشب فرزند شهيدم به خوابم آمد و گفت: «آقا که به بندر عباس تشريف ميآورند، حتماً به خانه ما خواهند آمد، ولي به ايشان بگوئيد که اينقدر از خدا طلب شهادت نکند، چون ايشان خيلي کارها دارد که بايد انجام بدهد». و ادامه داد: «من مطمئنم که امروز در جمع شما که به خانهام آمده ايد، حتماً حضرت آقا نيز حضور دارند».
خلاصه اينکه آن روز يکي از ماندگارترين روزهاي مأموريتيمان شد و هيچگاه از خاطر بچه هاي حفاظت آقا نخواهد رفت.

این شخص ٬مرد آرمانی روزهای سخت است کسی که قانون را به خوبی اجرا می کند اصلا بدون قانون آب نمی خورد نمی بینی چطو رقانونی دعا می خواند ٬ اصلا خود قانون است
تادیروز فکر میکردم این موسوی عجب دلسوزه مردمه عجب آدم قانون مندی این تو این چند سال کجا بوده ٬ خوش به حال ما مردم که یه دلسوز داریم به این خوبی دیگه کسی نمیتونه به ولایت فقیه چپ نگاه کنه ٬ مگه میشه با وجود همچین مردی ما دچار مشکل بشیم ٬مملکت ما میشه یه مملکت آرمانی که تو دنیا تکه .......................................................................................................................
ولی امروز به فضل اللهی ویاری امام زمان (عج) پرده از چهره این شخص برداشته شد او نشان داد که نه تنها قانون را نمیداند بلکه قانون را تحریف میکند ٬ولایت فقیه را که؟
خدا هدایتش کند .........................